تبليغاتX
قصري پر از جواهر

قصري پر از جواهر

فروشگاه بزرگ فيلم و سريال





Powered by WebGozar

درباره
دوستان عزيزم سلام
ما گروهي هستيم كه سال ها پيش و در هنگام پخش سريال جواهري در قصر با هم خاطره ساختيم و زندگي كرديم . دوستان قديمي همراهان هميشگي و روزهاي شيرين و پرخاطره . آن روزها گذشت ولي دوستان همواره با ما بودند و خواهند بود . حالا در راهي جديد و مسيري جديد براي خدمت به دوست داران سريال هاي كره اي با شما هستيم
تيم ترجمه قصر بعنوان قوي ترين و با كيفيت ترين تيم ترجمه سريال هاي كره اي در ايران با ارائه سريال هاي زيبا جديد و متنوع كره اي با زيرنويس فوق العاده فارسي همواره با شماست .در اين وبلاگ ميتوانيد آخرين اخبار از ترجمه سريال ها و فيلم هاي كره اي و محصولات جديد ديگر را ببينيد
دوستاني كه در خود توانايي ترجمه زبان انگليسي به فارسي را ميبينند و در اين زمينه به زبان انگليسي تسلط دارند ميتوانند از طريق شماره تماس يا ايميلي كه در قسمت انتهايي اين بخش قرار دارد با بنده در ميان بگذارند تا با ترجمه يك فايل امتحاني و موفقيت در آن بطور رسمي به تيم ترجمه پيوسته و از مزاياي آن استفاده كنند
از هموطنان عزيزمان هم درخواست داريم هرگونه نظر انتقاد يا پيشنهادي كه باعث بهبود در روند كاري ما و خدمات رساني بهتر به شماست از طريق شماره و يا ايميل ذكر شده در قسمت پايين با ما در ميان بگذارند تا ان شا الله سايت فروشگاه يكدونه هر روز بهتر از ديروز در خدمت هموطنان عزيزمان باشد با تشكر

09354407535

yekdoone@gmail.com
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
آخرين محصولات
رقص در آسمان
شب به شب
عاشقان
دريم كنسرت 2009
SS 501
بهشت عدن
عطر تابستان
دنيايي كه...
قصر سري اول
دريم كنسرت 2007
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم آذر 1385
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
اردیبهشت 1385
نويسندگان
میثم
ستاره
آوا
مهران
پيوندها
فروشگاه يكدونه
::طراح قالب::
آمار وبلاگ
جست جوی گوگل

RSS


گوگل
در وب در وبلاگ
POWERED BY
BLOGFA.COM

فروشگاه بزرگ اینترنتی

با سلام خدمت همراهان هميشگي قصري پر از جواهر. بدليل انجام تغييرات مهم سايت فروشگاه ما با نام سايت يكدونه بمدت دو تا سه هفته در دسترس نخواهد بود . در اين مدت تغييرات و ويرايشات لازم بر روي سريال ها صورت خواهد گرفت. تاريخ قطعي افتتاح دوباره سايت از طريق همين قسمت به اطلاع خريداران محترم خواهد رسيد . در اين مدت براي خريد پستي فقط از لينك هاي مستقيمي كه براي محصولات جديد در هر پست گذاشته ميشود استفاده كنيد . خريد نقدي همانند سابق وجود داشته و ميتوانيد سريال هاي مورد نظرتان را خريداري كنيد . چنانچه قصد خريد سريال هايي را داريد كه لينك مستقيم آن موجود نيست با بنده تماس بگيريد . حداكثر تا يك ماه ديگر سايت دوباره افتتاح خواهد شد. در اين مدت محصولات جديد را از طريق پست هاي فروشي كه در اين وبلاگ گذاشته مي شود خريداري كنيد . چنانچه سوالي داريد از طريق شماره 09354407535 با بنده تماس بگيريد .
www.LeeLoveLee.BLogfa.com

 

 


داستان قصر آخرين قسمت

داستان قصر آخرين قسمت

وضعيت بسيار بحراني بود بسته شدن دوباره وبلاگ ديگر هر كسي را كه فكر كنيد نااميد ميكرد.يكسري از بچه ها بريده بودند بعضيها خداحافظي كردند و رفتند چون درس واقعي را از جواهري در قصر نگرفته بودند درس استقامت و تلاش درس مقاومت واميد.بايد تصميم بزرگي ميگرفتم بعد از دوبار بسته شدن وبلاگ بايد يك دليل محكم و يك علاقه فوق العاده بود تا باعث ادامه كار ميشد .
دوستان قديمي كنارم بودن و لحظه اي تنهايم نميگذاشتند . اما حقيقت را به شما بگم دوستان من خسته بودم و دلم شكسته. وبلاگ daeyangom  حاصل زحمات شبانه روزي من بود . خون دل براش خورده بودم چه شبهايي كه براي سروسامان دادن به اين طفل نوپا تا صبح بيدار بودم. چه خاطرات زيبايي كه از اون وب داشتم  ولي حالا اين وبلاگ بسته شده بود. هر كسي ديگر جاي من بود ديگر عطاي كار را به لقايش ميبخشيد وخداحافظي ميكرد.با اينكه من تصميمم براي ادامه كار تقريبا قطعي بود اما دو اس ام اس بسيار مهم بدجور تنم رو لرزوند و چنان انرژي بمن داد كه حاصلش رو الان ميبينيد وبلاگي كه الان ما در آن هستيم لي لاو لي

اس ام اس ها اين بود:

سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديسي زيبا نخواهد شد. از زخم تيشه خسته نشو كه وجودت شايسته تنديس است

و اما اس ام اس بعدي كه دستم رسيد ديگر هرگونه درنگ و تاخير و نااميدي رو از بين برد

آرام باش تفكر كن توكل كن آنگاه آستينها را بالا بزن آنوقت دستان خداوند را ميبيني كه زودتر از تو دست بكار شد ( پندي از امام علي  ع )

فكر كنم مريم روزهاي زيبا كه قديميها خوب يادشونه اين اس ام اس رو برام فرستاد.
شروع كردم با يك انرژي عجيب دوباره بايد قصري ديگر ميساختم ديگر شب و روز برايم بي معني بود يادمه در حدفاصل سه چهار روز فقط چند ساعت كوتاه خوابيدم.كار زياد بود بايد سريع وبلاگ رو راه مينداختم .بايد مطالب قديمي رو انتقال ميدادم و تقريبا تمام كارهايي كه سر وبلاگ daeyangom انجام داده بودم . با سرعتي باور نكردني و چيزي كه حتي دشمناي ما در اين سرعت مانده بودند در عرض مدتي كوتاه دوباره وبي ديگر و قصري ديگر شكل گرفت.
leelovelee.blogfa.com
اين اسم را خودم انتخاب كردم و دليلش هم كاملا از اسمش مشخصه. كار كرديم همه با هم. من ستاره همه نويسندگان تا وب رو دوباره بپا كنيم.كورش و آوا قالب وب رو درست كردند. بعضي از دوستان قديمي مثل 1 شروع كردن به تبليغات وبلاگ در جاهاي ديگر.همه و همه دست در دست هم دادند تا نتيجه اين وبلاگي شد كه هم اكنون در آن هستيم..


گذشته ،حال، آينده


گذشته
از گذشته درس ميگيريم و تمام خاطرات زيبا و طلايي اون روزها را در قلبمون حفظ ميكنيم. هيچ سريالي حال و هوايي كه ما در آن روزها داشتيم را هرگز بما نخواهد داد.خاطرات زيبا و فراموش نشدني از اون روزها از بچه ها از ليندا از تيوا از كنت از كرش از 1 از مهدي معمار سوادا اميرسوزوكي مينالايف نسرين سحر و..و.. خانواده قصر ما هميشه اين خاطرات زيبا را در قلبش حفظ خواهد كرد
دوستان جديدي كه به جمع ما اضافه شده اند درسته كه در كوران اون روزها در كنار ما نبودند ولي قطعا خودشان هم از اون روزها خاطرات زيبايي دارند. با آغوش باز از دوستان جديد قصر استقبال ميكنيم.
وبلاگ daeyangom.blogfa.com هم بعد از دومين باري كه بسته شد بعد از چندماه نامش آزاد شد و بچه ها اسمش را دوباره ثبت كردند الان اين وبلاگ هم در اختيار ماست و اگر به اونجا بريد ميبينيد كه مطلبي در آن زديم به اسم بازگشت و لينك اينجا را داديم.
نكته مهمي كه در اينجا بايد از دوستان درخواست كنم اينه كه عزيزان شايد اين وبلاگ هم بدليلي بسته بشه. كلا بطور كل دارم عرض ميكنم درسته كه اين وبلاگ هيچي نداره ولي شايد بازهم همون چيزي كه سر وبلاگ Daeyangom اومد سر اين بياد به هر دليلي.يادمه اون روزها عده اي از دوستان با بسته شدن وبلاگ ديگر آدرس جديد وب را نداشتند و نتونستن به جمع ما ملحق بشن ولي حالا با امكان عضو شدني كه برايتان گذاشته ايم اين كار راحت شده. فقط كافيه كه از قسمت عضويت در گوشه سمت چپ بالاي وب نام خود و ايميل خود را وارد كنيد تا در صورت بسته شدن وب سريعا آدرس جديد به ايميل شما ارسال شود.


حال
شكر خدا وب خيلي وقته كه وضعيت عادي خودش رو پيدا كرده و در شكلهاي مختلف پاسخگوي شما عزيزان شده. با گذاشتن كليپهاي منحصر بفرد به درخواستهاي شما عمل ميكنه و در عرصه فروشگاهي هم با آوردن محصولات ناب و ديدني نيازهاي شما را برطرف ميكنه.ان شا الله بزودي هم با سيل مطالب ديدني از كليپ عكس مطلب و كلا همه چيزهايي كه از ما خواسته ايد در خدمتتان خواهيم بود. در عرصه فروشگاه نيز خبر خوشي براي عزيزان داريم سايت فروشگاه وبلاگ كار ساختش تقريبا تمامه و ان شا الله سعي خواهيم كرد بزودي تا نهايتا دو هفته ديگر سايت را آماده براي شما دوستان كنيم.ان شا الله سعي ميكنيم خريد پستي هم برايتان بگذاريم تا ديگر از همه نظر خيالتان راحت باشد. پس منتظر سايت فروشگاه قصر باشيد. بخاطر علاقه بينهايت شما به سريالهاي كره اي جديدترين سريالها و زيباترين آنها را نيز برايتان خواهيم آورد و خوشبختانه با جمع شدن يك تيم دلسوز و فوق العاده ترجمه كار زيرنويس فارسي كردن سريالهاي كره اي را برخلاف سايتهاي ديگر بدون هيچ گونه عجله و بطور فني و واقعا فوق العاده آغاز كرده ايم. دوستاني كه فيلم اولين عشق يك ميليونر و سريال پاييز در قلب من را خريداري كرده اند  به كيفيت بينظير زيرنويسها اعتراف كرده اند . منتظر زيرنويسهاي فوق العاده ما باشيد


آينده
درسته آينده غيرقابل پيش بيني هستش ولي ما همچنان به كار خود ادامه ميديم مطلبي كه هميشه گفتم و الان بازهم تكرار ميكنم اينه دوستان من كه اينجا خانه شماست هر موقع بياييد حتي سالها بعد و در گذر خاطرات عمر رو چشم ما قدم گذاشته ايد قصر همچنان پابرجاست و دوستان قصر در قلب همديگر ميدرخشند. پادشاه قصر همچنان به كارش ادامه ميده و از جنگ و زخم تيشه نميترسه .  ملكه قصر آسمان قصر را نوراني كرده و با نظرات دلسوزانه استراتژي وبلاگ رو هدايت ميكنه.و دوستان هميشگي قصر چراغهاي تالار اسرار و خاطرات تاريخ قصر جوان را روشن نگه ميدارند. ما پيروز خواهيم شد


مخلص شما ميثم
تيرماه 1387

 

 

نوشته شده در [جمعه هفتم تیر 1387]ساعت[14:5] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


داستان قصر قسمت پنجم

داستان قصر قسمت پنجم

وضعيت بسيار اضطراري بود وبلاگي كه براي آن خون دل خورده بوديم براحتي بسته شده بود دو ماه كار و تلاش طاقت فرسا كه باعث شده بود وبلاگ روند عادي خودش را در پي بگيره ولي وبلاگ بسته شد چرا؟
بدليل نامردي عده اي كه طرفدار حقيقت نيستند و ... وبلاگ ما هيچي نداشت همش مطالب درمورد جواهري در قصر بود و نه چيز ديگر .چيزي كه در تمام وبلاگهاي ديگر به همين شكل كار ميشد ولي چرا وبلاگ مارو بستن؟ اينو از مسئولين سايت بلاگفا بايد پرسيد وبلاگي كه هيچي نداشت و فقط درمورد مجموعه جواهري در قصر مينوشت اما...بگذريم اون روزها گذشته و نميخوام دنبال علت بگردم اما روزهاي بعد از اون بشدت روزهاي سخت و طاقت فرسايي بود.
بچه ها كنترل اعصاب خودشون رو از دست داده بودن. شبش كنفرانسي كه با حضور بچه ها گرفتيم بين بچه هاي خودي داشت جر و بحث و... ميشد. از طرفي تو اون روزها خبر بد ديگه اي بهم رسيد. متوجه شدم عسل دختري كه منو الگوي خودش ميدونست كارش به بيمارستان كشيده شد. اون شب كه ديده بود وبلاگ بسته شده حالت عادي نداشت و صبحش ناگهان.. عسل تا پاي مرگ رفت داغون بودم اون روزها فشار كار و از اين طرف كسي كه به خاطر وب در بستر مرگ بيمارستان بود حتي يكبار نفسش رفت و ديگه اميدي نبود ولي خدا خواست و اون برگشت . دعاها مستجاب شد
اما در مورد وب بايد چيكار ميكرديم؟ ولي روز بعدي كه وبلاگ بسته شد دو ساعتي فكر كردم.اميد...نااميدي....تلاش....تسليم شدن....
نبرد سختي در ذهن داشتم بازهم شروع ديگه؟ بعد از اينهمه تلاش و به ثمر رسوندن وب حالا بايد دوباره وبي ديگر ميزدم؟

با بچه ها صحبت كرديم و نتيجه اي شد كه به ميهن بلاگ رفتيم و اولين باري كه اسم leelovelee را استفاده كرديم آنجا بود.اين اسم را خودم انتخاب كردم و دليلش چيزي نبود از عشق به lee young ae   يا همون چيزي كه من هميشه صداش ميزنم daelee . وبلاگي به همين نام آنجا زديم و مدتي در آنجا كار كرديم.كار كردن در ميهن بلاگ سخت بود تعداد نويسنده ها محدود بود چيزي به اسم ثبت موقت نداشت كار كردن با قالبش سخت بود و بسياري از مشكلات ديگر اما خب چاره اي نبود و ما بايد كار ميكرديم
بازهم وبي ديگر  تلاشي براي به ثمر رساندن آن .دوباره شروع كرديم كمي از مطالب گذشته را به اون وب انتقال داديم و بعد از گذشت مدتي كه واقعا عجيب بود دوباره اون وب سروسامان گرفت اما هنوز مدتي نگذشته بود كه خبر عجيبي اومد وبلاگ قبلي دوباره باز شده بود !

همون وبلاگ daeyangom.blogfa.com كه گفتم بسته شده بود دوباره بازش كرده بودن. خبر خوبي بود سريعا بچه ها به اونجا برگشتيم عليرضا قالب بهم ريخته وب رو درست كرد و مطالب قبلي رو سروساماني داديم و سريعا وبلاگ به شكل عادي خودش در اومد خيلي خوشحال بودم كه دوباره ميتونستم در وب daeyangom بنويسم.

دوباره كار را ادامه داديم اون روزها ماجراهاي بسياري برايمان پيش آمد. مثل شبي كه وبلاگ وسط بهرنگ در خطر هك شدن بود خوشبختانه اون مطالب را ثبت موقت كرد و فقط عكس العمل سريع من و عليرضا باعث شد كه سريعا وب رو نجات بديم تا صبح بيدار بوديم و خطر را برطرف كرديم. 

 نظير اين حركت بين بچه هاي خودي پيش اومد بهراد نويسنده اي كه در وب كار ميكرد با يك سري حرفهايي كه در اون روزها كاملا بي معني بود و دائما حرف از وبلاگهاي ديگر بود و تواناييهاي خودمان را زير سوال ميبرد در كنفرانس اون شب ديگر متوجه شدم افكار اون بشدت براي وب مخربه و به اين خاطر اونو پاك كردم. اون روزها بلاگفا باگ عجيبي داشت به اين شكل كه اگر مدير وب با پسوورد كل وارد ميشدگاهي وقتها نويسندگاني كه در اون لحظه وارد ميشدند نيز تواناييهاي مدير رو پيدا ميكردند!. تهمت نميزنم چون مطمئن نيستم فقط بگم كه اون شب  200 پست وبلاگ پاك شد و فقط دو نفر ميتوسنتن اينكار را بكنند يا بهراد كه طبق باگي كه گفته بودم ميتونست اينكار را كرده باشه و يا اينكه عليرضا بخاطر جر وبحثي كه با بهراد داشت و خراب كردنش ميتوانست اينكار را كرده باشه. بهرحال مطمئن نيستم و همه چيز را بخداي خودم واگذار ميكنم كه هر كي كه اينكار را كرده پاسخش رو ببينه.

 پاك شدن 200 پست وبلاگ شوخي نبود اين حاصل تلاش چند ماهه بچه ها بود كه پاك شد.سريعا عكس العمل نشون داديم تا تواسنتيم پستهاي جديد داديم تا مطالب قديمي سريعتر به آرشيو بره تعداد پستهاي وبلاگ رو كم كرديم ومجموعه كارهايي كه سريها انجام داديم تا بازهم وبلاگ از ماجرايي ديگر به سلامت عبور كند
اما انگار قرار نبود كه ما در وب daeyangom باقي بمانيم و سرنوشت بازهم ماجراي ديگري برايمان رقم زده بود تابستان پارسال بود بعد از بازگشت از سفر سه روزه وقتي خواستم وارد وب بشم چيزي را ديدم كه تمام بدنم يخ بست. خدايا بازهم وبلاگ از طرف سايت بلاگفا بسته شده بود. آخر چرا؟ گناه اين وب چي بود كه داشت كار خودش رو ميكرد و به كسي كاري نداشت اما يك عده آدمهاي نامرد همچنان دسيسه براش ميچيدند و هر كاري ميكردند تا اونو ببندند .واقعا بايد به مسئولين بلاگفا آفرين گفت به اين بستنهاي الكي وبلاگ. به چه دليل و با چه مدرك و بخاطر كدوم گناه وبلاگ رو بستن؟ وبلاگ ما فقط درمورد جواهري در قصر مينوشت نه توهيني به كسي ميكرد و نه مطالب آنچناني مثل وبهاي ديگر ميگذاشت قضيه چيز ديگري بود. كمرم شكست خدايا چكار كنم بازهم وبلاگم بسته شده بود. چه بغضي كرده بودم. آيا انرژي دوباره اي براي ساختن قصري ديگر بود؟....

 

ادامه دارد

آخرين قسمت داستان قصر جمعه


 

نوشته شده در [چهارشنبه پنجم تیر 1387]ساعت[12:10] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


خورشید و جواهر قصر

سلام دوستان. امروز با ۳ عکس از یانگوم جواهر قصر و بانو هن خورشید قصر اومدم امیدوارم از آنها خوشتان بیاید و تکراری نباشند.

امیدوارم هنوز بانو هن را فراموش نکرده باشید چون این روزها چهره ی بانو هن در بین ما خیلی خیلی کم رنگ شده یا اصلا بی رنگ شده.

 

عکسهای بانو هن عزیز را در ادامه مطلب ببینید

 


ادامه مطلب

نوشته شده در [چهارشنبه پنجم تیر 1387]ساعت[10:57] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


آغاز عرضه دو فيلم زيباي كره اي + پايان كار زيرنويس فارسي سريال دوستان

دوستنان عزيز سلام با عرضه دو فيلم زيباي كره اي  ديگر در خدمت شما هستيم.فيلمهاي زيبايي در برنامه داريم كه بمرور تقديمتان خواهيم كرد در حال حاضر با اين دو فيلم ديدني آغاز ميكنيم

 

فيلم اول فيلم پرهيجان و ديدني حمله به پسرهاي خوش قيافه با شركت گروه معروف موسيقي كره اي سوپر جونيور ميباشد كه از معروفترين گروههاي خوانندگي در كره هستند. اين گروه خوانندگي شامل پانزده پسر ميباشد كه همگي جوان هستند و در بين جوانان كره اي مخصوصا دخترهاي كره اي بشدت محبوب ميباشند بخاطر سبك جالب و شاد آهنگهايشان .اين گروه در سال ۲۰۰۷ در اين فيلمي كه تقديمتان ميكنيم بازي كردند كه به فروش حيرت آوري در نسخه دي وي دي فيلم دست پيدا كرد و به عنوان پرفروشترين فيلم نسخه دي وي دي كره دست يافت. ترجمه زيرنويس اين فيلم را مي مي عزيز به انجام رساند كه بايد گفت از شاهكارهاي مي مي ميباشد. بخاطر اينكه زيرنويس انگليسي اين فيلم بحالت معمول فيلمهاي ديگر نميباشد و از حالت عاميانه صحبتي و اصطلاحات بين جوانهاي كره اي و... استفاده شده كه واقعا كار ترجمه آن بسيار سخت بود .تشكر ويژه اي داريم از مي مي عزيز بخاطر ساعتها وقت و تلاشي كه در انجام اين كار انجام دادند و زيرنويسي بسيار عالي و دلچسب همراه فيلم تقديمتان كردند.براي خواندن توضيحات بيشتر و خريد فيلم بر روي لينك زير كليك كنيد

                                              

                       خريد فيلم حمله به پسرهاي خوش قيافه با زيرنويس فارسي

فيلم زيباي ديگر فيلمي عاشقانه و ديدني از يكي از چهره هاي معروف كره اي ميباشد كه در كره به دوقلوي تلويزيوني يونسنگ معروف است. اگر فيلم را از نزديك ببينيد قطعا خواهيد گفت كه اين خود يونسنگه ! فيلم بسيار زيبا و ديدنيست كه كار زيرنويس اين فيلم را مترجم جديد وب پارتيزان انجام دادند

تشكر ميكنيم از پارتيزان عزيز كه با انجام اينكار بطور رسمي به تيم ترجمه ما پيوست براي خواندن توضيحات بيشتر درباره اين فيلم و خريد آن بر روي لينك زير كليك كنيد

                                            

                           خريد فيلم عشق لازم نيست با زيرنويس فارسي

 

آرشیو فیلمهای کره ای :                 فیلم کره ای

 

اما دوستان سريال زيباي كره اي دوستان نيز زيرنويس فارسي آن تهيه شد و شما ميتوانيد اين سريال زيبا را با زيرنويس فارسي تهيه و تماشا كنيد .براي خريد سريال دوستان ۲۰۰۲ بر روي لينك زير كليك كنيد

                                           

                                  خريد سريال كره اي دوستان 2002

 

آرشيو سريالهاي كره اي :  سريال  كره اي

 

 

نوشته شده در [سه شنبه چهارم تیر 1387]ساعت[17:0] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


كليپ سانسوري قسمت سوم جواهري در قصر

دوستان عزيزم سلام
سرانجام طبق قولي كه داده بودم كليپهاي سانسوري جواهري در قصر را همزمان با كليپهاي سانسوري امپراطور دريا تقديمتان خواهم كرد. شايد اين كليپها را در جاهاي ديگر بطور محدود ديده باشيد اما در اينجا من كليه سانسوريهاي معروف جواهري در قصر را ابتدا از قسمت اول تا قسمت آخر بمرور خواهم گذاشت و سپس به صحنه هاي بياد ماندني خواهيم پرداخت البته سعي ميكنم در اين بين به درخواستهاي شما درمورد كليپهاي مورد نظرتان پاسخ بدم درمورد كليپهاي سانسوري امپراطور دريا هم ان شا الله در چند روز ديگر كار را شروع خواهم كرد اين كار هم تقديم به دوستداران قصري پر از جواهر...

كليپ سانسوري قسمت سوم جواهري در قصر

يانگوم و يون سنگ كوچك كه نصفه شب قصد رفتن به آشپزخانه سلطنتي را دارند در ميان راه ناگهان متوجه يك بانوي دربار و يك نگهبان سلطنتي عاشق هم ميشوند كه دارد همديگر را در آغوش ميگيرند و ...! بهتره خودتان كليپ را ببينيد تا يكم به اينا مخصوصا يونسنگ كوچك و عكس العملش بخنديد !

 

 

دانلود كليپ سانسوري قسمت سوم جواهري در قصر

 

نوشته شده در [سه شنبه چهارم تیر 1387]ساعت[10:29] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


داستان قصر قسمت چهارم

داستان قصر قسمت چهارم

با رفتن من از اون وب بچه ها هركدام به شكلي عكس العمل نشون ميدادن دوستان قديمي سعي در دلداري دادن يا به هر شكلي كمك بمن داشتند .اصلا يادم نميره اون روزا رو كه بچه ها واقعا برام سنگ تمام گذاشتن. يادمه امير سوزوكي و بهراد اون روزها در حمايت از من يك وب زدن و دو نفري ميخواستن اونجا كار كنن اما وقتي كه من وب Daeyangom رو راه انداختم به عنوان نويسنده به وب من اومدن

 روزهاي سختي بود عزيزان من روزهاي سخت بزاريد كمي براتون درددل كنم اون روزها با اينكه بچه ها كنارم بودن ولي از نظر روحي و رواني جدايي از وبي كه براش خون دل خورده بودم خيلي سخت بود. بايد با خودم كنار ميامدم تا يك قصر ديگه بسازم. چقدر كار سخت بود هرگز فراموش نميكنم من مطالب گذشته را بايد به اون وب ميوردم بايد خلاصه قسمت مينوشتم بايد درمورد قالب وب كاري ميكردم بايد به دوستان قديمي كه از قضيه با خبر نبودن اطلاع ميدادم و خيلي كارهاي ديگر چقدر سخت بود اون روزهاي اول شب و روز كار ميكردم تا سريع وبلاگ رو آماده كنم براي بچه هايي كه بهمراه من از اون خونه نامردا بيرون اومده بودن.

سخت...طاقت فرسا... اگر بخاطر اون لي يونگ ا  dae lee  نبود كه ساعت پنج صبح بعد از چند ساعت كار خسته كننده فقط با يك نگاه به چشمانش كه رو صفحه كامپيوترم به من لبخند ميزد و انرژي دوباره اي بمن ميداد مطمئن باشيد الان نه وبلاگ قصري پر از جواهر بود و نه ميثمي كه بياد از داستان قصر بگه اما ....
روزهاي سخت كم كم گذشت روزهاي كار روزهاي كار شبانه روزي و تلاش گروهي بسياري از دوستانم كه بي اندازه كمكم كردن وبلاگ شكل عادي خودش رو كم كم پيدا كرد با اينكه سخت بود اما روز به روز بهتر ميشد.در اين ميان كسي كه كمكهاي بسياري بمن در وب Daeyangom كرد پيداش شد. موجودي بنام سوادا !
اون روزها سوادا شد بازوي اجرايي من ديگه خيالم راحت بود كه مثلا بگم ساعت يازده شب نويسنده ها بيان كنفرانس و اون ساعت همه نويسنده ها با آمار كامل ميومدن! كار سوادا اين بود با چت با تماس با اس ام اس با ايميل با هر چي كه ميتونست خبرا رو به بچه ها ميرسوند ! اون روزها من به سوادا ميگفتم آچار فرانسه ! چون هر كاري گير ميكردم سوادا رو مامورش ميكردم البته بچه هاي ديگه لقبهاي ديگه اي هم بهش داده بودن مثل جعبه سياه وبلاگ ! يا اميد !! تشكر ميكنم از سوادا براي اون تلاش سخت و دوستانه
حالا كه به اينجا رسيدم بزاريد از يكي از شخصيتهايي كه بچه هاي قديمي هميشه ميخواستن بدونن اون كيه بگم خيلي از قديميها كسي رو كه به اسم 99 نظر ميداد يادشونه ولي كسي آخر نفهميد اين 99 كيه غير از سوادا كه اونم بخاطر اينكه در سنين جواني بود اون روزها ! از طريق نظرات وب قبلي فهميده بود ولي ديگه كسي نميدونست خب بايد عرض كنم بچه ها كه 99 كسي نبود جز برادر كوچك من مهران ! جالب اينكه من خودم هم اين موضوع رو نميدونستم و اين داداش شيطون ما بمن نگفته بود قضيه رو ولي يكي از روزها مچشو گرفتم ! وقتي اومدم ديدم سرش تو صفحه اينترنته و حواسش بمن نيست و ديدم داره با اسم 99 نظر ميده !
تو اون روزها چند شخصيت جديد به دوستانم اضافه شد اوليشون عليرضا بود كسي كه بعنوان قالب ساز زحمت بسياري از كارهاي كدريزي و قالب اون وب رو بعهده گرفت و شبهاي زيادي به اين خاطر تا صبح بيدار بود  .عزيز ديگر عسل بود دختري كه منو الگوي خودش ميدونست اين عزيز عليرغم بيماري وقلب مريضش اما به زندگي خودش ادامه ميداد و جالب اينكه علاوه بر آقاي خاتمي كه الگوي اون بود از من به عنوان الگويي ديگر نام ميبرد اين باعث افتخار من بود كه كسي منو الگوي خودش بدونه يادم مياد اين عزيز در وب قبلي به اسم نهال نظر ميداد كه شايد دوستان قديمي بخاطر داشته باشند
هنوز زمان زيادي از برپايي وب نگذشته بود كه وب ديگر حالت معمول خودش را پيدا كرد و با تلاش شبانه روزي همگي اونايي كه دلسوز قصر بودن ما روزهاي آرامش رو تجربه كرديم آرامشي كه البته كوتاه بود و بزودي وارد ماجراهايي سخت تر ميشديم ولي  براي ما در آن كار سخت و شبانه روزي واجب بود.
مدتي بعد با كتايون آشنا شدم دوست عزيزي كه در آن روزها كمك بسياري در پيشبرد وب بمن كرد در صحبت با بچه ها در مطالب مختلف در روحيه دادن در روزهاي سخت و چند بار هم بعد از نويسنده شده در پستهاي وبلاگ حتي يادمه كتايون يكبار خلاصه يكي از قسمتهاي جواهري در قصر رو نوشت.

كارهاي اون خيلي زياد بود دوستاني كه مجموعه سيصد كليپ يانگوم در فروشگاه رو خريداري كردن بدونن كه زحمت دانلود تمام اين كليپها را كتايون عزيز بر عهده گرفت كه با وجود كار در شركت و دغدغه هاي كاري اين كار بياد ماندني را به عنوان يك دوست برايم انجام داد كه صميمانه از كتايون عزيز تشكر ميكنم
يادمه كتايون روز تولدش دقيقا يك روز با من فرق داشت ! يعني من چهارده ارديبهشت 62 بودم و اون پانزده ارديبهشت !! آخ كه چقدر من كتايون رو بخاطر اين يك روز كه بزرگتر بودم اذيت كردم و البته اونهم منو !! اما خب چه ميشد كرد من يك روز بزرگتر بودم ! هميشه اين موقعا اون ميگفت مامان چرا منو يك روز ديرتر به دنيا آوردي !!
از تك تك بچه ها خاطره دارم از همشون كه دوستان صميمي من بودن و آرزو ميكنم هر كجا كه هستند خوشبخت باشن و سربلند
بله دوستان من آرامش به كلبه ما رسيده بود و ما به آرامي بدون اينكه به كسي كاري داشته باشيم كار خودمان را ميكرديم. ولي دسيسه هاي افراد نامرد وب قبلي ادامه داشت و آنها همواره سعي در مايوس كردن من و بچه ها داشتن روزها گذشت اما انگار سرنوشت اين بود كه بايد بازي ديگر در راه باشد.هنوز مدتي نگذشته بود كه ناگهان يكي از شبها كه خواستم وارد كنترل پنل وبلاگ daeyangom بشم ديدم كه امكان ورود نيست و وقتي ادرس صفحه رو روي مرورگر اينترنت زدم ديدم كه وبلاگ ما از طرف سايت بلاگفا بسته شده بود. مرگ مظلوم بانو هني ديگر در كار بود ولي آيا اين بسته شدن مظلومانه وبلاگ باعث شكست قصر و تسليم شدن ميثم بود؟.........

ادامه دارد


قسمت بعدي چهارشنبه

 

نوشته شده در [دوشنبه سوم تیر 1387]ساعت[16:29] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


بانو هن عزیز(یادی از گذشته های نزدیک)

 با سلام خدمت دوستان عزیزم و به خصوص دوستداران بانو هن.راستش امروز تصمیم گرفتم کمی به عکسهایی که از بازیگران جواهری در قصر می ذارم تنوع بدم برای همین تصمیم گرفتم چند تا عکس از بانو هن عزیزمان بذارم.  

برای دیدن عکسهای به ادامه مطلب برید

 


ادامه مطلب

نوشته شده در [دوشنبه سوم تیر 1387]ساعت[14:55] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


پاسخ مسابقه چهره شناسي !!

و اما پاسخ مسابقه چهره شناسي ! 


پاسخ وزير اوه بود!

همان وزير طمعكاري كه در مجموعه جواهري در قصر فقط به دنبال ثروت و قدرت بود و با بانوي چويي توطئه براي بانو هن چيد و..
يادتون اومد؟

اين عكس مربوط به جووني هاي اين بازيگر هستش

نام ايشان Jo Kyeong-hwan  조경환    ميباشد

اينم عكسهايي از اين بازيگر

jo kyeong-hwan 1

jo kyeon -hwan 2

jo kyeong-hwan 3

 

نوشته شده در [یکشنبه دوم تیر 1387]ساعت[19:0] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


داستان قصر قسمت سوم

داستان قصر قسمت سوم     the jewel story


خيلي ها شايد بطور كامل ندونن ماجراي جدايي من از اون وب از كجا شروع شد براي اينكه كمي بيشتر توضيح بدم كمي به عقب برميگردم اون روزها كه پستهاي زياد من باعث شد وب كاملا در اختيار من باشه نويسندگان جديدي كه ميامدند همگي كار خودشان را ميكردند و هيچ رقابتي نداشتند حتي حسين كه با هم اومده بوديم اون دوست من شده بود اما اين وسط نويسنده ابلهي بنام رحيم بود كه چون بچه اي بيش نبود و سن وسالش كم به خيال خودش با من رقابت ميكرد جالب اينكه اون هر چقدر بيشتر كار ميكرد بدتر ضايع ميشد چون در حد فاصل يك ماه فقط من در وبلاگ پست ميدادم حالا اون بعد از اين مدت اومده بود و گفته بود كه من در حال جمع آوري مطلب بودم !

اون هر كاري ميكرد نميتونست پايگاهي كه من در وب داشتم رو بدست بياره يادمه يك شب من ساعت دو نصفه شب اتفاقي قبل از اينكه برم بخوابم رفتم وب يك سري بزنم ديدم رحيم يك پست داده هنوز چيزي نگذشته بود ديدم شد دوتا مدتي بعد سه تا !!همين جوري پست ميداد گفتم اين باز شروع كرد دقيقا هفت پست داد اون شب به اين خيال كه با من كل كل كنه ! من گفتم بخوابم بي خيال بچست كامپيوتر رو خاموش كردم و رفتم تو عالم خواب ولي مگه خوابم ميبرد؟! اون بايد ميفهميد با كي طرفه و اينجا بود كه طبق شعار معروفه حاجي سيدتو كشتن !!!!من دوباره بلند شدم و كامپيوتر رو روشن كردم .ساعت چهار صبح بود. حالا من هفت پست گذاشتم !! چه حالي ازش گرفتم!

بگذريم اگه يادتون باشه گفته بودم نگين روز تولدم در وبلاگ شخصيش تولد منو با عكساي يانگوم جشن گرفته بود و من به تلافي قصد داشتم روز تولد گوگوش كه اون دوستش داشت براش اينكار را در وب بكنم و عكسايي از بانو هن كه عشق ديگرش بود براش بزارم. اينكار را كردم مدتي گذشت ديدم رحيم يك پست داد .اينقدر فهم نداشت كه بدونه اين يك مطلب تشكر آميزه و يكم صبر كنه تا پست اول باشه. پستش رو گرفتم كشوندم پايين

 هنوز چيزي نگذشته بود كه رفتم ديدم اون پستشو دوباره گذاشت بالا ! باز من ويرايش كردم پايين گذاشتم  وباز اون اوردش بالا بچگي رو ميبينين؟ ديگه وقتي ديدم اينجوريه پستش رو ثبت موقت كردم . بعدش فهميدم اون با گريه زنگ زده به امين كه ميثم اينكارو كرد!! من از كامپيوتر اومدم بيرون و دو سه ساعت بعد وقتي خواستم وارد سيستم بشم ديدم در كنترل پنل وبلاگم ميگه امكان پست دادن براي شما نميباشد! حتي نظرات رو هم نميتونستم دست بزنم ! گفتم يعني چي اشتباه شده؟ چرا اينجوري شده مدتي گذشت زنگ زدم امين گفتم جريان چيه؟ چرا همه چيزم گرفته شده بهانه هاي الكي آورد كه اره وب دست من نيست و حالا مال يكي ديگه هستش و شما توسط اون به اين حالت در اومدين !

 باور نميكردم مني كه در مدت دوماه شبانه روز براي اون وب خون دل خورده بودم و با كار و تلاش  شبانه روزي اون وبلاگ رو در حاليكه هيچكس هيچ پستي نميداد به رتبه اول گوگل كشونده بودم حالا با من اين رفتار شده بود. مدتي كه گذشت يك نفر به عنوان كسي كه صاحب جديد وب هستش بمن زنگ زد. همينجا بگم تا عمر دارم اين شخصي رو كه بمن زنگ زد نميبخشم و حلالش نميكنم. از خدا ميخوام اون دنيا جواب حرفايي كه بمن زد رو ببينه. اون خيلي راحت اومد و چيزهايي گفت كه اصلا قابل تصور نبود.

ميگفت شما تبليغات كردي يعني من حق نداشتم به عنوان كسي كه اينهمه زحمت كشيده يك همچين مطلبي براي قدرداني از كس ديگه بدم؟ جالب ميدونين چيه ميگفتش كه نقدهايي كه نوشتي بهش ميگي نقد؟!!!! فكر كنم اين آقا حالش خوب نبود چون اگه بود اينارو نميگفت براي اينكه به گواهي دوست و دشمن نقدهاي من واقعا بينظير بود و در تمامي وبسايتها و مجلات ايراني نقدهايم چاپ ميشد هنوزم كه هنوزه دو تا از اين مجلات كه نقدهايم را چاپ كردند را دارم تازه من فقط نقد ميگذاشتم و هيچ كس جرات اينكارو نداشت ! 

 در ادامه نامرديهايي كه در صحبت كرد بمن گفت كه از بين نويسندگان فعلي همگي حذف ميشن و نويسنگان جديد ميان و.. در حالي كه من فرداش به وب رفتم ديدم همه هستند غير از من !! تازه رحيم كه مثلا منو از وب بيرون كرده بود يك پست داده بود گفته بود من معاونم و تشكر ميكنم از مدیر وب امين ! جالبه به امين زنگ زدم گفتم اين تو پستش نوشته تو مديري چطور وبلاگ الان دست تو نيست ؟!! دقايقي نگذشت كه اون پست پاك شد! تو اون ساعات انقلابي در من وجود داشت دوستان من. با خودم در كلنجار بودم كه برگردم يا اينكه از پيش اون آدماي نمك نشناس برم

خيلي جالب بود يادم مياد كرش به من گفت داداش برو الان وب رو ببين بچه ها چي نوشتن وقتي رفتم باورم نميشد سيل نظرات اعتراض آميز كه ميثم كجاست و اون چرا حذف شد رو ديدم اعتراضا بالا گرفته بود طوريكه اونا مجبور شدن نظرات رو پاك كنن ديگه انقلاب شده بود ! وب از دست اونا خارج شده بود دليلش مشخص بود بين كسي كه به چشم رقابت كار ميكنه با كسي كه از ته دلش كار ميكنه خيلي فرقه و اونا نه من بلكه تمام دوستان من را ميخواستن بيرون بندازن.جالب اينه كه دوستان چهار نفر از نويسندگان به حمايت از من از اون وب بيرون اومدن حسين مهدي محمد و ديبا كه اصلا باور نميكردم خدايا كه اونا چرا بخاطر من از اون وب اومدن بيرون

در اين ميان حرفي كه ديبا دختر باصفاي اون روزها بمن زد رو هيچ وقت فراموش نميكنم ديبا وقتي شنيد كه من از وب اومدم بيرون در حاليكه اون روز اولين روز نويسندگيش بود و قاعدتا بايد خوشحال باشه گفت ميثم من يانگوم رو با تو شناختم و اگه تو نباشي منم نيستم اين بود كه اونهم ازاونجا اومد بيرون حسين كه دوست عزيزم بود مهدي هم مدتي بود كه با هم خوب بوديم و محمد واقعا يك دوست باصفا و صميمي .تو اون روزها همه دوستان منتظر تصميم من بودن كرش يك ليندا كورش آوا امير سوزوكي تيوا نسرين زهرا حسين مهدي ديبا و....  اينقدر بودن كه قابل شمارش نيست

 بايد تصميم بزرگي ميگرفتم از طرفي دوست نداشتم از وبي كه براي اون خون دل خورده بودم برم و از طرفي ديگه وقتي نامردي اون آدما رو ميديدم كه بعد از اين همه تلاش براحتي اينكار را با من كرده بودن تصميم به رفتن به وبي ديگر داشتم يادم مياد بعد از اون اعتراضات امين بمن زنگ زد و ازم خواست كه برگردم !!!! بهش گفتم من در صورتي برميگردم كه تمام اختياراتي كه داشتم همه برگرده اون گفت نه منهم گفتم پس نميتونم و اون قطع كرد. قطع كردن همانا و خاموش شدن چراغ daejanggeum همانا .از خودم تعريف نميكنم چون متنفرم ولي من روح اون وب بودم و با رفتن من اون وبلاگ مرد حالا شبيه قبرستاني بيشتر نيست خيلي واضحه كه چرا اين بلا سرش اومده آه آدم وقتي بگيره ديگه دوست و دشمن نميشناسه  تازه اون بچه رحيم هم بعد از مدتي محو شد حالا معلوم نيست كجاست !.

بهرحال ديگر تاخير مجاز نبود .بايد سريعا وبي ديگر براي خودم و دوستاني كه با من بودن ميساختم به اين خاطر به فكر يك اسم افتادم و بالاخره وبلاگ daeyangom.blogfa.com را درست كردم . اين اسم را برادر كوچكم مهران انتخاب كرد .يادم مياد اولين پستي كه در اون وب گذاشتم عنوانش اين بود   بازگشت براي هميشه...   بله من بازگشته بودم و در آغاز راهي ديگر بودم... ....

 

ادامه دارد

قسمت چهارم دوشنبه

 

نوشته شده در [شنبه یکم تیر 1387]ساعت[15:47] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


عکس های ویژه(عکس چراغ)

سلام به دوستان عزیزم. امروز هم با بحث و تحلیل یکی دیگر از عکس های معروف و مشهور یانگوم امدم امیدوارم از این قسمت خوشتان بیاید.

این عکس یانگوم چراغ نام دارد و بر خلاف دیگر عکس های یانگوم در شهر سئول گرفته نشده . یانگوم این عکس را در سال ۱۹۹۵ (در سن ۲۴ سالگی) در سفری که به شهر بوسان داشت گرفت.این عکس در یک عکاسخانه سنتی به نام سانگ چیانگ ( به زبان محلی) گرفته شده است. عکاس آن هم آقای کیم چیانگ بود. این عکس در اصل به این شکل نبوده است به طوری که در این سفر یانگوم به بوسان برادر یانگوم که نیز او را همراهی می کرد در سمت راست وی قرار داشت اما عکس با یک تغییرات اساسی به این شکل در اومده است.  

                       اندازه واقعی

طراح اصلی این عکس که آن را به این شکل در آورد آقای وونینگ جونگ(چه اسم عجیبی) بود. و علت این که این عکس به چراغ معروف شد این عکس که آقای وونینگ چراغ روغنی سمت راست یانگوم را از عکسی از ملکه الیزابت دوم(همون عکس معروفی که ملکه در سال ۱۹۶۱ در در اتاق نیایشات قصر انگلستان انداختند) انگلستان برداشت کردند البته در اون عکس چراغ روغنی به این شکل زیبا و براق نبود و این یکی از شاهکارهای آقای وونینگ است و چون اون عکس ملکه در بین مردم انگلیس به عکس چراغ روشن معروف است این عکس نیز به این نام مشهور شد.

این عکس از سال ۱۹۹۶ که آقای وونینگ بر روی آن طراحی اساسی را انجام داد تا کنون به عنوان زیباترین و جذاب ترین عکس خانوم لی شناخته می شود. بر طبق گزارشات و مصاحبه های سایت جنگل سبز(سایت کره ای که اکنون به دلیل مشکلات مالی توقیف شده است) که از ۱۰۰ نفر با استفاده از کارمندان خود در ۲ شهر بزرگ کره یعنی بوسان و سئول به عمل آورد از بین ۵ عکس زیبای یانگوم عکس چراغ با ۶۱ نظر مثبت اول شد.

باید خاطر نشان کرد که این عکس به مدت ۶ روز بر روی سردر شبکه MBC نصب شده بود(از ۱۲ آگوست ۲۰۰۵ تا ۱۸ آگوست ۲۰۰۵). به گفته ی رهگذران آن خیابان این عکس زیبا توجه آنها را بسیار به خود جلب می کرد به طوری طبق گزارشات مقامات شهر میانگین تصادفات در اون منطقه طی ۶ روز ۱ الی ۲ عدد بود اما در این مدت که عکس خانوم لی اونجا نصب بود این عدد به ۱۲ افزایش یافت. قرار بود عکس یانگوم به مدت ۲۱ روز بر روی سردر شبکه MBC نصب باشد اما مثل این که کره ای ها به همون ۶ روز بسنده کردند.

در قسمت بعد به تحلیل عکس اندوه یا غم انگیز یانگوم می پردازیم.

 

نوشته شده در [شنبه یکم تیر 1387]ساعت[13:23] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button