|
نگاهی به سریال جواهری در قصر:
میدونی چه آدمهایی موفق هستند؟ آدمهای ساده دل، ولی پر شور و حرارت (ازجمله زیبایی که بارها در این سریال گفته شد).
همیشه فکر میکردم شاید دست اندرکاران این سریال از درجه عرفانی و معنوی سطح بالایی برخوردار هستند، چرا که برای اولین بار است سریالی را از شبکه خودمان آن هم به مدت یک ساعت بدون لحظه ای احساس خستگی و عصبانیت و استرس ( ولو اینکه با سانسورهای عجیب و زیادی در گیر است) میبینیم.
به پایان سریال میرسیم و با اینکه دوست نداریم هفته زود سپری شود اما به خاطر ادامه این سریال به امید جمعه آینده روز شماری میکنیم. نکات بسیار ظریف و در عین حال عمیقی در این سریال گنجانده شده که حتی اگر خیلی سطحی به این سریال نگاه کنید، متوجه آنها خواهید شد. سه اصلی که قطعاً در آرامش روح و روان انسان نقش بسزایی دارد در این سریال کاملاً رعایت شده : 1- رنگ آمیزی 2- مناظر 3-موسیقی. رنگ آمیزی در لباسها و آداب و سنتی که در دربار رعایت میشود و در نظر گرفتن هر رنگ مناسب با سن و سال اشخاص. مثلاً کودکان لباسهایی با رنگ شاد و صورتی، مناسب حال و هوایشان و نوجوانها و جوانترها رنگهای قرمز و سفید و بزرگترها و روءسا رنگهای سبز و آبی و سفید و نارنجی و ... حتماً از خصوصیات و تاثیر روانی رنگها آگاه هستید. صورتی رنگ دل و آرزوست. آبی، رنگ آرام بخش و روحانیت درون و قرمز رنگ عشق و هیجان و سبز رنگ طراوت و شادابی، نارنجی رنگ شور و هیجان و بالاخره سفید رنگ زلال بودن و شفافیت است. پس بدون خواست ما، با دیدن این رنگها احساسات زیبای درونمان تحریک میشود، حتی اگر خودمان از این اتفاق غافب باشیم. شعور و آگاهی ما در درونمان دست به کار میشود و اقداماتش را انجام میدهد.

در مدت 60 دقیقه این سریال با وجود بخش های استرس آور و نگران کننده بدون آنکه اخمی در چهره مان بنشیند یا دچار تپش قلب شویم، تا پایان به تماشای آن مینشینیم.
نمایش ساختمانها با همان شکل های سنتی که از چوب و سفال ساخته شده اند، با آن معماری خاص، و دیدن طبیعت سرسبز و دریاچه ها و رودخانه های زیبا مخصوصاً با نورپردازی آبی و زیبایی که به کار رفته همراه با موسیقی دلنشین، روح را به وجد می آورد. از نظر روانشناسی، محیط زیبا، روح خسته انسان را تازه میکند و انسان در طبیعت به آرامش میرسد.
مهمتر از همه موزیک سریال است که انسان را بر سر شوق می آورد. با شنیدن آهنگها و موزیک این سریال به معنای واقعی متوجه اسرار موسیقی و تاثیر پرمز و راز آن بر روح و روان خود میشویم. موزیکهای آرام و عرفانی سریال، اگرچه بدون کلام هستند اما تاثیر مثبتی بر انسان میگذارد. اگر دقت کرده باشید موقع شنیدن موزیک، سرشار از عشق درونی به خدا میشویم. همچنین شعر پایانی سریال که گروهی کودک با صدایی لطیف می خوانند تحت عنوان اوتارا که به معنای یک دسته گل، یک دانه شن است. با این مفهوم که از یک دانه شن که از جنس خاک است یک دسته گل به عمل می آید، از تو که انسان هستی چه خواهد رویید؟! موسیقی این سریال به شکلی ماهرانه انتخاب شده، طوری که احساسات معنوی و روحانی مخاطب را مدنظر قرار داده است. خوب میدانیم وقتی آهنگی به دلمان مینشیند با خدا احساس نزدیکی میکنیم.
این سریال حاوی پیامهای عرفانی، معنوی، پزشکی، عمومی، هنری، اخلاقی، آشپزی و ... است. یانگوم از همان دوران کودکی با تکیه بر اراده و تواناییهای خود که از یک دختر بچه 6-5 ساله بعید به نظر میرسد بزرگ میشود. او در هنگام مرگ مادرش با شهامت مراسم خاکسپاری او را انجام داد. زمانی که تحت سرپرستی داگو و همسرش قرار میگیرد، آنها با توجه به زندگی ساده و فقیرانه شان نقش موثری در تربیتش ایفا میکنند مخصوصاً رفتارهای مادرخوانده، هر چند که ظاهراً مادی و خسیس است ولی اگر با نگاه دیگری به رفتار او توجه شود میبینیم که بیشتر دنبال واقعیتهای زندگی است و با نشان دادن احساسات بیهوده و اتلاف وقت زمان رو هدر نمیدهد، دنبال حاشیه پردازی و تعارف نمیرود و حرف دلش را با صدای بلند میزند و یا داگو که ظاهراً پیرمردی سر به هوا و مال دوست است ولی به موقع کارهایی انجام میدهد تا بیگناهی دیگران را اثبات کند.
زمانی که یانگوم تحت سرپرستی بانو هن قرار گرفت، او ظاهری آرام و متین داشت اما بسیار سختگیر بود. براها فقط از او آب میخواست و دخترک بدون ذره ای بی قراری و اظهار نارضایتی خواسته های او را در کمال ادب و احترام انجام میداد ( تقویت اراده و روحیه).
یا شخصیت بانوی اول آشپزخانه با توجه به چهره به ظاهر خشک و بی روحی که داشت ولی به موقع محبت و حمایتش را از کسانی که حقشان بود دریغ نمیکرد و درسهایی از سر صداقت و حقیقت به آنها می آموخت وی جمله بسیار زیبایی در هنگام مرگ به یانگوم گفت: "اگر بترسی مشکلات سخت تر میشوند و اگر قوی باشی سختی ها را به چشم مشکل نمیبینی."
کینه توزی ها و تضادهای بانو چویی و دستیارانش هم قابل تعمق است. آنها برای پیشبرد اهدافشان فقط با نگاه و کمی وقت، منظور و مقصود خود را میرسانند، برخلاف اکثر سریالها که عادت به بد دهنی و پرخاشگری و یا جملات منفی دارند، در این مجموعه فقط از سلاح نگاه استفاده میشود و در کمال آرامش و بدون یه هم ریختن صحنه، مقاصد شیطانی خود را پیش میبرند (تاثیرگذاری بر روی مخاطب).
رفتار پادشاه و ملکه و ملکه مادر با زیر دستان در کمال عدالت و محبت است.
یک سری تشریفات خاص در هنگام صرف غذا رعایت میشود که حتماً غذا باید به آرامی چشیده شده و از کم و کیف غذا اطلاع حاصل شود و به مواد غذایی و نوع چاشنی ها بسیار اهمیت میدادند، زیرا برای سلامتی و تندرستی اهمیت زیادی قائل بودند. از طرفی به شرایط زندگی مردم از نظر بیماری و فقر اهمیت میدادند و از تشریفات دربار کم میکردند تا به مردم نیز توجه شود (آئین میترائیسم و مهرورزی). همچنین درسهای اشپزی از تهیه مواد غذایی گرفته تا طرز پخت آنها و توجه به خواص انواع گوشتها، گیاهان، چاشنی ها و سرکه ها از نکات قابل توجه در این سریال است.
استفاده از ماهی ها و حیوانات دریایی که هیچ قسمتی از آنها را دور نمیریختند و جالب اینکه اکثراً در مورد هر کدام از این مواد توضیحات علمی و پزشکی را هم میدهند که چه چیزی برای چه بیماری خوب است و کجا و به چه صورت مصرف شود بهتر است. شاید هدف و انگیزه دست اندکاران این سریال از این توضیحات این بود که: وقتی آشپزی میکنی نباید به چیز دیگری فکر کرد.
سازندگان این سریال تمام جوانب را در نظر گرفته اند. این سریال از همه لحاظ و در همه شرایط سرشار از پیامهای عرفانی (تطبیق رنگها و انتخاب موسیقی)، پیامهای معنوی (هدفمندی یانگوم و تحکم در اراده و رسیدن به مقصود) است. هر گاه یانگوم بر سر دو راهی (احساس و منطق) قرار میگیرد در خلوت خودش در اتاقی مینشیند و یا کنار دریاچه میرود و یا در جنگل قدم میزند و فکر میکند.
نورپردازی ها همه به رنگ آبی (رنگ روحانیت درون) است که در واقع از تصمیم گیری باطن او خبر میدهد، یعنی او به دنبال احساساتش نیست و به دنبال عشق و حقیقت میرود و تضاد با خودش را با افکار مثبت پیش میبرد نه با عناد و خودخواهی، و قرار نیست که با صدای بلند فکر کند و به زبان بیاورد که من نمیخواهم بد باشم و طبق گفته پزشک ادویه خانه کینه و انتقام را با علم پزشکیقاطی نمیکند.
در طول سریال آیا به نحوه برداشتن آب از چشمه و یا رودخانه توسط یانگوم توجه کرده اید؟ او با آن قدح چوبی چطور با ملایمت و مهربانی و با لبخند آب را با دقت برمیدارد؟ به چه دلیل این کا را میکند؟ آیا فکر نمیکنید که برای آلوده نشدن و به هم نخوردن جریان آب با ملایمت آب را برمیدارد و از طرفی با رفتار با عشق و محبت و مهربانی نسبت به همه جهان هستی و برکات آن را دارد. چرا که در همه چیز وجود خدا را میبیند. مه چیز زنده است و حیات دارد. یانگوم در جایی از فیلم میگوید که با تمام قلبم آشپزی میکنم. شما هم این کار را بکنید تا ببینید چه تغییری در کیفیت و مزه غذا حاصل میشود.
این سریال سرشار از پیام است، زمانی بانو هن به یانگوم میگوید: تو مثل گلی میمانی که در سرمای زمستان زیر برف، نشاط و شادابی خودش را حفظ میکند. که میتوان پیامی باشد برای نسل جوان ما و یا پوشیدگی لباسها، حتی نوع لباس و متانتی که در رفتار عاشقانه یانگوم و افسر مین جانگهو است نیز مثال زدنی است. به قول کارگردان، کاغذ سفیدی باشیم که رنگها را به خود میگیرد ولی حقیقتاً چرا ما در یک کاغذ سفید دنبال آن نقطه سیاه هستیم و به عبارتی دیدن نیمه خالی لیوان. به قول سهراب سپهری عزیز، چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.
|